باز پائيز است ....
باز اين دل از غمی ديرينه لبريز است
باز ميلرزد به خود سر شاخه های بيد سرگردان
باز ميريزد فرو بر چهره ام باران
باز رنجورم خداوندا پريشانم
باز ميبينم که بی تابانه گريانم
باز پائيز است
باز اين دنيا غم انگيز است
باز پائيز است وهنگام جدائيها
باز پائيز است و مرگ اشنائيها
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 4:52 قبل از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد ....
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد ....
|
تو کی هستی واسه دستام نمیدونم ** میخوام از تو بنویسم نمی تونم
اینم یه یادگاری از طرف یه دوست

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 3:19 قبل از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد ....
|
کاش آسمون حرف کویر را می فهمید و اشک چشمان خود را نثارگونه های خشک او می کرد!
کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای به زبان آوردنش نیاز به شجاعت نبود!
کاش دلها آنقدر خالص بود که قبل از اینکه دستها پایین بیاییند دعاها مستجاب میشد!
کاش شمع حقیقت محبت را در تقلای بال پر سوز پروانه میدید و او را باور میکرد!
کاش در قاموس قصه ها شکوه لبخند در معنای داغ اشک گم نمی شد!
کاش فریاد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست!
کاش بهار آنقدر مهربان بود که داغ را به دست خزان نمسپرد!
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 3:28 قبل از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد ....
|
عشق یعنی با تو خواندن از جنون
عشق یعنی سوختن ها از درون
عشق یعنی از سوختن تا ساختن
عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل
عشق یعنی گم شدن در باغ دل
عشق یعنی تو ملامت کن مرا
عشق یعنی میستایم من تو را
عسق یعنی در پی تو دربه در
عشق یعنی یک بیابان دردسر
عشق یعنی با تو آغاز سفر
عشق یعنی قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا
عشق یعنی باز میخوانم تو را
عشق یعنی بگذری از آبرو
عشق یعنی کلبه های آرزو
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام
عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دستهایی رو به دوست
عشق یعنی مرگ در راهت نکوشت
عشق یعنی شاخه های گل در سبد
عشق یعنی دل سپردن تا ابد
عشق یعنی سرو های سر بلند
عشق یعنی خارها هم گل کنند
عشق یعنی تو بسوزانی مرا
عشق یعنی سایه بانم من تو را
عشق یعنی بشکنی قلب مرا
عشق یعنی میپرستم من تو را
عشق یعنی آن نخستین حرف ها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
عشق یعنی تک درختی در کویر
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر
عشق یعنی بگذری از هفت خان
عشق یعنی آرش و تیر و کمان

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 6:29 بعد از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد ....
|
مثه اون موج صبوری که وفا داره به دریا
تو مهمّی مثه حقیقت مهربونی مثه دریا
چقدر تازه و پاکی مثه یاسهای تو باغچه
مثه اون دیوان حافظ که گذاشتم روی طاقچه..........
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 1:18 بعد از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد ....
|