مبعث حضرت رسول اکرم (صل الله علیه و آله وسلم)
من از طرف خودم و همه برو بچ یاسی
این عید سعید رو به همه مسلمین جهان تبریک و تهنیت می گم![]()
![]()

من از طرف خودم و همه برو بچ یاسی
این عید سعید رو به همه مسلمین جهان تبریک و تهنیت می گم![]()
![]()

**اشکان جان مبارکه**

گفتی که کار عاشقاست تنهایی و دلواپسی
گفتم که دیوونه نشو عاشق تر از من چه کسی
گفتی که دیوونه تویی تو این روزا عاشق می شی


گل پشت و رو ندارد
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کارعشق
آزار این رمیده سردر کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست عشق کدام است غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بیمار خنده های توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب
دلتنگم آنچنانکه اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
از دل افروز ترين روز جهان،خاطره اي با من هست به شما ارزاني:
سحري بود و هنوز،گوهر ماه به گيسوي شب آويخته بود
گل ياس،عشق در جان هوا ريخته بود،من به ديدار سحر مي رفتم
نفسم با نفس ياس درآميخته بود مي گشودم پر و مي رفتم و
مي گفتم : (( هاي بسراي اي دل شيدا، بسراي))
اين دل افروزترين روز جهان را بنگر!تو دلاويز ترين شعر جهان را سراي!
آسمان، ياس، سحر، ماه، نسيم،روح درجسم جهان ريخته اند،شور و شوق تو برانگيخته اند،
توهم اي مرغك تنها، بسراي!
همه درهاي رهائي بسته ست،تا گشائي به نسيم سخني، پنجرهاي را، بسراي، بسرای....
من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي رفتم!در افق، پشت سرا پرده نور
باغ هاي گل سرخ،شاخه گسترده به مهر،غنچه آورده به ناز،دم به دم از نفس باد سحر،
غنچه ها مي شد باز،غنچه ها مي شد باز،باغ هاي گل سرخ،باغ هاي گل سرخ،
يك گل سرخ درشت از دل دريا برخاست چون گل افشاني لبخند تو،
در لحظه شيرين شكفتن!خورشيد!!چه فروغي به جهان مي بخشيد
چه شكوهي!!همه عالم به تماشا برخاست
!من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي گشتم
دو كبوتر در اوج،بال در بال گذر مي كردند.
دو صنوبر در باغ، سر فرا گوش هم آورده به نجوا غزلي مي خواندند
مرغ دريائي، با جفت خود، از ساحل دور،رو نهادند به دروازه نور....
چمن خاطر من نيز ز جان مايه عشق،در سرا پرده دل،غنچه اي مي پرورد،
برگها باز شدند: هديه اي مي آورد
يافتم ! يافتم ! آن نكته كه مي خواستمش! با شكوفائي خورشيد و ، گل افشاني لبخند تو،
آراستمش! تار و پودش را از خوبي و مهر، خوشتر از تافته ياس و سحربافته ام:
دوستت دارم را!!!!!!! من دلاويز ترين شعر جهان يافته ام! اين گل سرخ من است
كه فشاني بر دوست ! که بری خانه دشمن!
راز خوشبختي هر كس به پراكندن اوست!در دل مردم عالم، به خدا،نور خواهد پاشيد،
روح خواهد بخشيد.
تو هم، اي خوب من ! اين نكته به تكرار بگو!اين دلاويزترين حرف جهان را، همه وقت،
!نه به يك بار و به ده بار، كه صد بار بگو
!( دوستم داري؟ ( را از من بسيار بپرس
! ( دوستت دارم ( را با من بسيار بگو
![]()
![]()
روز پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــباد![]()
غم یار و غم یار و غم یار...
گفتی که به احترام دل، باران باش باران شدم و به روی گل باریدم
گفتی که ببوس روی نیلوفر را از عشق تو گونه های او بوسیدم
گفتی که ستاره شو دلی روشن کن من هم چو گل ستاره ها تابیدم
گفتی که برای باغ و دل پیچک باش بر یاس نگاه تو پیچیدم
گفتی که برای لحظه هایم لیلی باش لیلی شدم و از دوریت نالیدم
گفتی که شکوفه کن، به فصل پاییز گل دادم و با ترنمت روییدم
گفتم که بهانه ات برایم کافی است معنای لطیف عشق را فهمیدم
هدیه ای از یه دوست

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش![]()
![]()
شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم ![]()
![]()