به یاد سهراب
بایدامشب بروم
باید امشب چمدانی را که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست
روبه آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد سهراب!!
کفشهایم کو؟؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بایدامشب بروم
باید امشب چمدانی را که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست
روبه آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد سهراب!!
کفشهایم کو؟؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تر کن از این می لبی
که یاد یاران خوش است![]()
![]()
![]()


دیدی رفت و دل ما رو سوزوندش
دیدی عشقی نبود در تار و پودش
دیدی گفت عاشقه عاشق نبودش
....
تو که رفتی تو که رفتی هوای خونه تب داره
داره از درو دیوارش غم عشق تو می باره
دارم می میرم از بس غصه خوردم
بیا برگرد تا از عشقت نمردم![]()
![]()
![]()
....
دیگه بارون نمی باره
اگرچه ابر بسیاره
تو که نیستی توی این خونه
دیگه آشفته بازاره
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی زاشتم
جلوی چشام می شستی
چشات رو برام می شستی
می شستی خوابت نگیره
می گفتی اینجا دلگیره
می گفتی مگه اسیرم
اگه نرم میمیرم.....
حتی من به آرزوهات تو رو آخر می رسوندم
می رسیدی تو من اما؛ آرزو به دل می مردم
این شعر قشنگ رو یه عزیز که خودش رو معرفی نکرده برام فرستاده بود..
منم برای تشکر از این عزیز اون رو تو وبلاگم گذاشتم..
ممنونم..وبازم منتظرتم ![]()
![]()
من هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگم می بینی گریه هات کلی حروم شد
من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه
باز که ابری شد نگاهت، بغزتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگه دار، نزار این جوری بریزه
حال من خیلی عجیبه، دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تا تو چشام عشقو ببینی
تو چشام عشقو ببینی
بد جوری دیونتم من، فکر نکن این اعتراضه
همیشه نبودن تو کرده این دلو کلافه
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من
اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم یه عشقه آخه اندازه اش زیاده
بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم بیا و بهم کمک کن
از غم نبودن تو گریه کردم؛ تو ندیدی
هق هق تلخ صدام رو تو نبودی؛ نشنیدی

ولی نمی دونم چطور شروع کنم؟؟!!
بازم دلم گرفته..بازم تو خودم هستم ..خیلی خسته شدم ..خیلی ..![]()
![]()
خیلی دوست داشتم الان یه محرم راز پیشم بود و کلی باهاش درد دل می کردم..
شاید که کمکم می کرد ..البته اگه کمکم هم نمی کرد طوری نبود ..همین که باهاش حرف می زدم و سبک می شدم خودش خیلیه..
خیلی احساس تنهایی می کنم.. با اینکه دور و برم خیلی شلوغه ولی همیشه تنها بوده و هستم..
کاش می تونستم به یه سفر برم ..تنهای تنها..
خدایا خودت کمکم کن ..خودت می دونی چقدر گرفتاری دارم ..خودت می دونی چقدر مشکل برام پیش میاد ..دیگه کم آوردم..
دیگه بریدم..............![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر امان دهد امشب فراق تا سحرم![]()
![]()
چوبگذری قدمی بر دوچشم من بگذار
قیاس کن که من از شمار خاک درم![]()
![]()
كاش می شد از كوچه باغهای انتظار ، در اين آدينه ، شميم دلكش ظهور را حس كرد . كاش نوای دلنشين انا المهدی را با حضور سبزت در اين روز الهی طنين انداز می كردی. و ای كاش غربت و دلتنگی غريبانه ما را پايانی بود به اندازه «طرفة عيناً ».
نیمــــــــــــــــــه ی شعبــــــــــــــــــان مبارکـــــــــــــــــباد![]()

میـــــــلاد منجی عالم بشریت مبارکـــــباد 
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده می گیرد
و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من ......![]()
![]()
با خودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم، بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: ![]()
بي توميميرم ![]()
صدای باران را می شنوی ؟
منتظر نباش که شبی بشنوی، : از این دلبستگی های ساده دل بریده ام
که عزیز بارانی ام را در جاده ای جا گذاشته ام
یا در آسمان به ستاره ی دیگری سلام کرده ام
توقعی از تو ندارم
اگر دوست نداری
در همان دامنه ی دور دریا بمان
هر جور راحتی ! باران زده من !
همین سوسوی تو ، از آن سوی پرده ی دوری
برای روشن کردن اتاق تنهائیم کافیست
من که این جا کاری نمی کنم
فقط گهگاه ، گمان دوست داشتنت را در دفترم حک می کنم
-همین-
می دانم که به حرفهایم می خندی
حالا هنوز هم وقتی به تو فکر می کنم ، باران می آید
صدای باران را می شنوی ؟![]()