من تو را باریده بودم
چندی پیش باران باریده بود...دستهایم خالی بود...چشمهایم تو راباریدند...تا شاید بوی تو را بر دستانم جاری سازند... آن شب که باران بارید...تمام مردم شهر فهمیدند...که من... تو را دوست دارم...من... تو را باریده بودم ![]()
چندی پیش باران باریده بود...دستهایم خالی بود...چشمهایم تو راباریدند...تا شاید بوی تو را بر دستانم جاری سازند... آن شب که باران بارید...تمام مردم شهر فهمیدند...که من... تو را دوست دارم...من... تو را باریده بودم ![]()

باران بودی وباریدی
خورشید بودی وتابیدی
این مزرعه این دشت
تا پایان
نام ِ تو را بر خویش
خواهد داشت
یاد ِ تو را با عشق
خواهد داشت
امروز خورشید طلوع نکرد و
دنیا تا هفت آسمان عزادار مولایش بود
التماس دعا دارم از همتون![]()
امشب از دوری تو دلتنگم و غم انگیز ترین آهنگم
امشب از غصه و غم لبریزم آوای عشق!!مگر من سنگم؟
برگی از شاخه جدا در پاییز خشک و بی حوصله و کم رنگم
بی تو من دهکده ای خاموشم دور افتاده ترین فرهنگم
حرف ناگفته زیاد است ولی حیف در قافله ها می لنگم...
من مسلمانم قبله ام يك گل سرخ

باور كن مي تواني
فرسنگها فاصله را
تنها با يك حرف
كم كني![]()
بیا که کنج قلبم جا واسه دلت هست
حالاکه تقویم من زمستوناش زیاده
توکوچه های سردش همیشه برف و باده

كاش چون پائيز سرد و ملال انگيز بودم
برگ هاي آرزوهايم يكايك زرد مي شد
آفتاب ديدگانم سرد مي شد
آسمان سينه ام پر درد مي شد
ناگهان توفان اندوهي به جانم چنگ مي زد
اشک هايم همچو باران
دامنم را رنگ مي زد
وه ... چه زيبا بود اگر پائيز بودم
وحشي و پر شور و رنگ آميز بودم
شاعري در چشم من مي خواند ... شعري آسماني
در كنارم قلب عاشق شعله مي زد
در شرار آتش دردي نهاني
نغمه من ...
همچو آواي نسيم پر شكسته
عطر غم مي ريخت بر دل هاي خسته
پيش رويم:
چهره تلخ زمستان جواني
پشت سر:
آشوب تابستان عشقي ناگهاني
سينه ام:
منزلگه اندوه و درد و بدگماني
كاش چون پائيز بودم ... كاش چون پائيز بودم