بی تو با تو
بی تو با تو
آن روز با تو بودم
امروز بی توام
آن روز که با تو بودم
بی تو بودم
امروز که بی توام با توام
بی تو با تو
آن روز با تو بودم
امروز بی توام
آن روز که با تو بودم
بی تو بودم
امروز که بی توام با توام
ای کاش همان لحظه که تقدیم تو شد هستی من
می سپردم که مواظب باشی
جنس این جام بلور است و در آن
"عشق و غرور "
مبادا که بازیچه شود
میشکند................
راستي چي شد؟؟
چه جوري شد؟؟
اين جوري عاشقت شدم؟؟
شايد مي گم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم!!!
..................
من از پروانه بودن ها...
من از ديوانه بودن ها...
من از بازي يك شعله سوزنده كه آتش زده بر دامان پروانه نمي ترسم...
من از هيچ بودن ها
از عشق نداشتن ها
از بي كسي
و
خلوت انسان ها مي ترسم...
خيلي قشنگه...
از اين جا گوش كنيد..

چند وقت بود مي خواستم عكس ماهي هام رو بزارم ولي هي نمي شد..
تا ديشب..
ديشب يكي از اين آنجل ها مرد..
نمي دونم چرا..... خيلي ناراحت شدم، آخه خيلي وقت بود اين دوتا رو داشتم .. باهم جفت بودن.![]()
آيينه ها در چشم ما چه جاذبه اي دارند؟
آيينه ها كه دعوت ديدارند
ديدارهاي كوتاه
از پشت هفت ديوار، ديوار هاي صاف ، ديوارهاي شيشه اي شفاف
ديوارهاي تو
ديوارهاي من
ديوارهاي فاصله بسيارند
آه ، ديوارهاي تو همه آيينه اند...
آيينه هاي من ، همه ديوارند....
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز
سال هاست كه در گوش من آرام
خش خش گام تو تكراركنان مي دهد آزارم
ومن انديشه كنان غرق اين پندارم
كه چرا؟!
خانه ي كوچك ما سيب نداشت...
مي دونم تكراريه... ولي هر وقت كه اين متن رو مي خونم يه بغض عجيبي همه وجودم رو مي گيره...!!
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی. سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است؟؟
در دل من چیزی است. مثل یک بیشه نور. مثل خواب دم صبح.
و چنان بی تابم. که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت. بروم تا سر کوه
چند وقت پيش قم بودم.. يه سري عكس با موبايل گرفتم..
اين يكي رو خودم دوست دارم..
همين..................................
برام جالب بود و البته خوش مزه..
ديروز اين چيزا رو فهميدم:
۱.حمل مانع هجو نمي شود
۲. اگه همه اعضاء يك خانوده با هم غرق شوند و يا زلزله بياد چيزي از سهم مادر كم نمي شود.
۳.اگر زوجه را ۹ بار طلاق دهد و رجوع كند بعد از بار نهم الي الابد حرام مي شود زوجه بر او ،حتي با وجود ۳ محلل
بغل دستيم با ۶۶۳۰ تا آخر كلاسSMS بازي كرد..
يكي از بچه ها به نام موسوي يك ميليون بار يك سئوال رو پرسيد.. استاد بيچاره هم يك ميليون بار جواب داد... جناب موسوي بعد از 3 ساعت تازه با افتخار گفت آه چه جالب .. متوجه شدم..
همين.............................................................................................................

جمعه شب صد فيلم، فيلم پاپيون رو پخش كرد..
نمي دونم چند بار تا حالا اين فيلم رو ديدم ولي همه رو يا نصف و نيمه ديدم و يا فراموش كرده بودم..
فيلم قشنگيه.. من كه با ديدن اين فيلم ياد خيلي چيزها مي افتم...
اون جايي كه دوست پاپيون تو ظرف آب براش نارگيل مي فرسته برام آشناست!!!
تا ظهر دفتر بودم، ولي بعد ازظهر:
اول: همايش وكلاي برجسته سراسر كشور
دوم: تمرينات شيرين فراز و صبا باطري
سوم: جشنواره نيايش
چهارم: حضور قاليباف(شهردار تهران) كه فقط به خاطر اين كه بليط طياره اش مال اينجا بود اومده بود.. ببينم ايلام فرودگاه نداره؟؟!!
همايش وكلا كه برام خيلي جالب بود.. كلي وكيل كه همه برجسته و كار بلد.. اكثرا با كراوات و كت و شلوارهاي هاكوپيان...
يه وكيل خانوم بود كه دوستان رفتن باهاش حرف بزنن.. زرتشتي بود با بچه ها دست داد..
يكي از بچه ها تا يه ساعت و احتمالا تا زمان نگارش اين سطور ، تو كف بود كه خانومه باهاش دست داده بود.!!!؟؟
جمعه هم بازي شيرين فراز و صبا باطري............................
ديروز هم حضور جناب بنيانيان رياست محترم حوزه هنري كشور...
فردا هم يه نشست تو دانشگاه رازي با حضور خاخام اعظم مويشه آير فريدمن..
يه متر اسمشه...
از ديروز دوباره مشغول به تحصيل شديم..
بعد از دو سال دوري.....
دیدی!
دیدی شبی در حرف و حدیث مبهم بی فردا گمت کردم
دیدی در آن دقایق دیر باور پر گریه گمت کردم
دیدی آب آمد و از سر دریا گذشت و تو نیامدی ! ...