تبليغاتX
گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم







گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم

"هوابس ناجوانمردانه سرد است"

صیاد ..

چون صيد به دام تو

 به هر لحظه شکارم

اي طرفه نگارم

از دوري صياد دگر تاب ندارم

رفتست قرارم

چون آهوي گمگشته

 به هر گوشه دوانم

تا دام در آغوش نگيرم نگرانم .

این روزها خیلی این ترانه رو گوش می دم ...

حال و هوای خاصی را برام تداعی می کنه .

دارم عوض می شوم ...

هر روز تغییر ..

و هر روز تغییر

خودم رو سپردم به خدا .. تا ببینم چی پیش میاد

اصلا یکی دیگه دارم می شم..

یکی می گفت داری خودت رو پیدا می کنی ؟؟!!

نمی دونم شاید این جور باشه ..

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 5:1 بعد از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد .... |

روز وصال

 

خوابی بود و خیالی ما را روز

وصال ..............

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 12:38 بعد از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد .... |

با تو ...........

 
ديگر از فاصله ها فاصله دارم با تو
دلخوشم ، تازه ز غمها گله دارم با تو

با تو از قافله ي درد ، دلم غافل نيست
دل به تاراج همين قافله دارم با تو

جنگ سردي است ميان من و دل ، مهرت کو
چشم بر سر شدن غائله دارم با تو

شرح تکراري غم ، گوش دلم را آزرد
شرح اين عشق تو گو ، حوصله دارم با تو

قصه ي عشق مرا صفحه ي دل حک دارد
عشق نو خواندن اين باطله دارم با تو

لرزه اي تازه بيفکن به دلم با چشمت
دل به آبادي اين زلزله دارم با تو

جشن ديدار تو هر ثانيه اش خود عمري است
عمر من ! تا به ابد هلهله دارم با تو

احمد حسيني

+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 10:21 قبل از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد .... |