
به دیدار تو آمدن بهانه ای است ...
بهانه ای برای گفتن ناگفته ها ...
بهانه ای برای سبک شدن ..
و بهانه ای برای پرواز .....................
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 11:42 قبل از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد ....
|

۹ مهر تولدم بود ...
امسال نشد چیزی بنویسم ..
نه میلی داشتم نه کادو گرفتم و نه خیلی چیزهای دیگه .....
اینجا هم امروز خیلی تصادفی به روز شد ..
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 1:8 بعد از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد ....
|
باز پاییز است و
دل از غمی دیرینه لبریز...

پاییز از راه رسید ...
فصل دلدادگی..
فصل شور و فصل شیدایی..
فصل صدای آشنا ..
فصل غروب ها و دلتنگی های اصفهان .....
فصل من !!
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 5:49 بعد از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد ....
|