آغاز نوشتن...
چند روز پيش يه وبلاگ جديد راه انداختم كه اون جا بي نام بنويسم ولي دلم نيومد..
با اين كه آمار بازديد خيلي پايين اومده ولي اينجا يه جور ديگه اس برام و نمي تونم دل بكنم...
مي خوام دوباره مثله گذشته شروع كنم...
حرف هاي دلم...
حرف سياسي - اجتماعي و هر چيز ديگه اي....
............................................................................................
پي نوشت:
۱- علاقه اي به سياسي نوشتن در اينجا ندارم ولي اوضاع خيلي عجيبه نا مفهومه
بابا كروبي بي خيال به خدا هيچ وقت اسطوره نمي شي.. باور كن همين هايي هم كه الان دوره ات كردن خوب تو رو مي شناسن، بابا تو كه با اين حرف زدنت آبروي هرچي روحاني و طلبه رو بردي..
من كه احساس شرمم شد تو يه زماني رئيس قوه مقننه كشورم بودي !
بابا - شجاع تو كه آراء ت از آراء باطله هم كمتر بود
بابا بي خيال ..
بابا......
۲- ماه خداست .. ماه عشق ورزي و ماه عبادت
خدايا تو رو به روزه داراي حقيقيت طعم و لذت عبادت رو به ماهم بچشون.


