تبليغاتX
گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم







گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم

"هوابس ناجوانمردانه سرد است"

آغاز نوشتن...

خيلي وقته كه اينجا حرفهاي خودم رو نمي نويسم و به نوشتن چند بيت شعر اكتفا مي كنم

چند روز پيش يه وبلاگ جديد راه انداختم كه اون جا بي نام بنويسم ولي دلم نيومد..

با اين كه آمار بازديد خيلي پايين اومده ولي اينجا يه جور ديگه اس برام و نمي تونم دل بكنم...

مي خوام دوباره مثله گذشته شروع كنم...

حرف هاي دلم...

حرف سياسي - اجتماعي و هر چيز ديگه اي....

............................................................................................

پي نوشت:

۱- علاقه اي به سياسي نوشتن در اينجا ندارم ولي اوضاع خيلي عجيبه نا مفهومه

بابا كروبي بي خيال به خدا هيچ وقت اسطوره نمي شي.. باور كن همين هايي هم كه الان دوره ات كردن خوب تو رو مي شناسن، بابا تو كه با اين حرف زدنت آبروي هرچي روحاني و طلبه رو بردي..

من كه احساس شرمم شد تو يه زماني رئيس قوه مقننه كشورم بودي !

بابا - شجاع تو كه آراء ت از آراء باطله هم كمتر بود

بابا بي خيال ..

بابا......

۲- ماه خداست .. ماه عشق ورزي و ماه عبادت

خدايا تو رو به روزه داراي حقيقيت طعم و لذت عبادت رو به ماهم بچشون.

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد .... |

در آسمان غزل عاشقانه بال زدم
به شوق دیدنتان پرسه در خیال زدم

در انزوای خودم با تو عالمی دارم
به لطف قول و غزل قید قیل و قال زدم

کتاب حافظم از دست من کلافه شدست
چقدر آمدنت را چقدر فال زدم

غرور کاذب مهتاب ناگزیر شکست
همان شبی که برایش تورا مثال زدم

غزال من غزلم، محو خط و خال تو شد
چه شاعرانه بدون خطا به خال زدم

به قدر یک مژه بر هم زدن تورا دیدم
تمام حرف دلم را در این مجال زدم

سید حمید برقعی

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط کسی که خودش را گم کرد .... |